تبليغاتX
دیوانه وار

دیوانه وار

خانه | پست الکترونیک | آرشیو وبلاگ

فرهنگ بالا

با 4 تا از بچه ها تو صف تاکسی های تجریش _پونک به انتظار رسیدن یک ماشین بودیم تا اینکه دوران انتظار به پایان رسید و یک دستگاه پیکان خودشو داوطلب کرد برای حمل ما 5 نفر!

بعد از کلی حل معادلات چند مجهولی 5 تایی خودمون را جا کردیم تو ماشین,داشتیم از کوچه پس کوچه های طهران رد می شدیم که از دهنم پرید و گفتم : یادش به خیر سال 57 با امام می اومدیم اینجا... که یهو آقای راننده گفت: چی خانوم؟؟؟ با کی؟؟؟؟؟ با صدای رساتر تکرار کردم که امام, گفت : اون حروم زاده رو می گی؟! ... !!!...؟؟؟!!!/>؟<{}|+_(()*&*&^$%#@@!×

گفتم آقا من غلط کردم!

 

 

نوشته شده توسط سما و پریسا |

درباره ی وبلاگ

دیوانه بمانید ،اما مانند عاقلان رفتار کنید.خطر متفاوت بودن را بپذیرید،اما بیاموزید بدون جلب توجه متفاوت باشید.

پیوندهای روزانه

ديكشنري آنلاين
تمام پیوندها

پیوندها

امکانات

اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنید! ذخيره كردن صفحه! اضافه کردن این وبلاگ به علاقه مندیها! لینک RSS

طراح قالب

Copyright © 2006 All Rights Reserved by alonespirit.Blogfa.com Design by Yas-Design